شعری برای تو

مدتها بود آمدن شعر و فوران کلمات را تجربه نکرده بودم.

چهارشنبه تلفن زنگ زد. او بود. مکالمه کوتاه بود اما اثری شگرف داشت.کلمات در من جاری شدند و واژه ها جوشیدند.

حاصل:

باز آهنگ تلفن

صدای تو.

نه !

باز صدای تلفن

و آهنگ تو!

نوای جان فزای تو.

باز آن سوی خط

آهنگ صدای توست.

ودر این سو

تپیدن های قلب من

آن هم برای توست.

همیشه با صدای تو

فلبم تپش کرده است.

عشق تو انگار

قلب من را با صدای تو

کوک کرده است....

/ 4 نظر / 6 بازدید
بارانه

سلام دوست عزيز... آره عشق صدای فاصله ست ...صدای چک چک قطره های اشک... خوشحال می شم که باز بهم سر بزنی ... وبلاگت می خونم...به نظرم يکی از اون خونه های روياييه که آدم يکی مثل خودش می بينه

هومن

مرسی که سر زدی من شمارو لينگ کردم شما هم من لينگ کن

من

تنها صداست که می ماند

جادوی ما

سلام شعر جالبی است مخصوصا دو تيکهی اول با تبدل لينک موافقيم ممنون که سر زديد