لطفا فقط کسانی که عاشق هستند این را بخوانند.یا کسانی که قبلا عاشق بودند یا یک احساسی توی دل خود داشتند.

کسی که یک بار دلش لرزیده باشه.

این شعر را قبلا هم نوشتم .مال یک جوون ۲۵-۲۶ ساله است.

ببینید چی به سرش اومده؟رو تک تک بیت ها تامل کنید و فکر کنید اون وقت نظرتون را بگید.

ارزش وقت گذاشتن داره:

وقتی از فکر غزلهايم سرت آتش گرفت

باورم کردی و يک آن باورت آتش گرفت

درد من را با قفس گفتی صدايت دود شد

مرغ عشقت سوخت بال کفترت آتش گرفت

خيس باران آمدی سرما سياهت کرده بود

آنقدر بوسيدمت تا پيکرت آتش گرفت

گفته بودی شعرهايت سردو بی روحند مرد

شعرهايم را نوشتی دفترت آتش گرفت

دستهايم را گرفتی رفتنت نزديک بود

دستهايت داغ شد انگشترت آتش گرفت

من سراسر آتشم اما نفهميدی چطور

سينه ام با گريه های آخرت آتش گرفت

نظرتون را حتما بنویسید البته فقط عاشقا.

/ 1 نظر / 16 بازدید
يکا

اينجا هم سلام دو خط آخر نقيض هم هستند آگر تمام وجودش آتش است پس چگونه در خط آخر گفته سينه با گريه ... شايد بهتر بود مينوشت که سينه ات از گريه های آخرم آتش گرفت البته چون گفتی نظر بده ولی بسيار جالب بود و زيبا انشاالله که آتشی بوده که هيچ و سپس همه چيز می سازد منتظرت هستم