نقل مکان   

سلام

مدتهاست به

 

آموزش تخصصی مسایل زناشویی

 

 

به آدرس

 

 fulljensi.mihanblog.com

 

نقل مکان کرده ام

راستش امروز اتفاقی این بلاگ را چک کردم دیدم هنوز بازدید داره

بیایید اینجا با مطالب علمی تر تخصصی تر و کاملتر در خدمت شما هستم.

هرروز حداقل دو مطلب جدید

 

لينک
   بازگشت   

سلام

بعد از یک سال و نیم برگشتم.

اون روزا حالم خیلی بهتر از حالا نبود ولی .....

این کوزه چو من عاشق زاری بودست

در بند خم زلف نگاری بودست

این دسته که در گردن او می بینی

دستیست که در گردن یاری بودست.

 

رفقا تا کنار همیم قدر همو بدونیم.

فردا هممون کوزه میشیم.

از ما گفتن.

لينک
       
عشق این واژه غریب مدتی فراموشش کرده بودم..........
لينک
   نماز عشق   

در عشق دو رکعت است که وضوی آن درست نیاید الا به

خون

لينک
   غم تو   

بگذاشتی ام غم تو مگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفادارتراست.

...

لينک
   امير خسرو دهلوی   

سلام

چندي قبل يك مطلب داشتم درباره شهريار و اينكه خيلي شعرهاي قشنگي داره كه خيلي ها نمي دونن.

يكي ديگه از شاعرهايي كه كمتر مي شناسيم (هرچند اصالتا ايراني نيست) امير خسرو دهلوي هست كه اتفاقا او هم شعرهاي عاشقانه زيادي دارد.

امروز 28 آذر روز درگذشت اين شاعر است.

اسم كاملش هست: امير ناصرالدين ابوالحسن خسروبن امير سيف الدين محمد بلخي دهلوي.پدرش رييس يك قبيله توي چين بوده و از دست چنگيزخان به هند فرار مي كنه .خسرو دهلوي به زبانهاي فارسي عربي اردو وسانسكريت مسلط بوده ولي فقط به فارسي شعر مي گفته. بزرگترين شاعر پارسي گوي هنده و به سعدي هندوستان شهرت داره.

حالا اينها خيلي مهم نيست .دو نمونه از شعر هاش رو بخونيد:

 

ابر مي بارد و من مي شوم از يار جدا

چون كنم دل به چنين روز زدلدار جدا؟

ابر و باران و من يار  ستاده به وداع

من جدا گريه كنان ابر جدا يار جدا

سبزه نو خيز و هوا خرم و بستان سرسبز

زاغك روي سيه مانده ز گلزار جدا

نعمت ديده نخواهم كه بماند پس از اين

مانده چون ديده از آن نعمت ديدار جدا

حسن تو دير نپايد كه زخسرورفتي

گل بسي دير نماند چو شد از خار جدا

--------------------------------------

دلم در عاشقي آواره شد آواره تر بادا

تنم از بي دلي بيچاره شد بيچاره تر بادا

به تاراج عزيزان زلف تو عياري اي دارد

به خونريز غريبان چشم تو عياره تر بادا

رخت تازه است و بهر مردن خود تازه تر خواهم

دلت خاره است و بهر كشتن من خاره تر بادا

گر اي زاهد دعاي خير مي گويي مرا اين گو

كه آن آواره از كوي بتان آواره تر بادا

همه گويند كز خون خواريش خلقي به جان آمد

من اين گويم كه بهر جان من خون خواره تر بادا

دل من پاره گشت از غم نه زان گونه كه به گردد

وگر جانان بدين شادست بارب پاره تر بادا

چو با تر دامني خو كرد خسرو با دو چشم تر

به آب چشم پاكان دامنش همواره تر بادا.

 

اين گونه عشق را عاشقم.

 

 

 

 

 

لينک
       

نه همین، می رمد آن نوگل خندان از من

می کشد خار در این بادیه دامان از من

با من آمیزش او الفت موج است و کنار

روز و شب با من و پیوسته گریزان از من

قمری ریخته بالم به پناه که روم؟

تا به کی سرکشی سرو خرامان از من؟

به تکلم، به خموشی، به تبسم، به نگاه

می توان برد به هر شیوه دل آسان از من

نیست پرهیز من از زهد، که خاکم بر سر

ترسم آلوده شود دامن عصیان از من

اشک بیهوده مریز این همه از دیده برو

گرد غم را نتوان شست به طوفان از من

لينک
   رسيدم ته خط   

از خدا برگشتگان را کار سخت نیست

سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است.

{!٬٫¤٪×،*)(ـ+ـ()*،×٪¤٫٬!+ـ()*،×٪¤٫٬!!٬٫¤٪×،*)(ـ+}

اگه این من بتونم دیگه بمیرم

بتونم راحت بشم آروم بگیرم

اگه این تن دیگه تو دنیا نباشه

بره و انقدر دیگه تنها نباشه

اگه این دل که دیگه از دنیا سیره

بتونه از این نفس هم دل بگیره

......

کاشکی چشمام دیگه دنیا رو نبینه

از ته دل؛ همه آرزوم فقط همینه

وقتی زندگی واسم حرفی نداره

وقتی که؛ هرروز من؛ تیره و تاره

من دیگه سیرم از این دنیای خوشگل

من دیگه می خوام برم زیر یه مشت گل

اگه من نخوام دیگه اینجا بمونم؟

اگه که نخوام تو این دنیا بمونم؟

.............

آره من کم آوردم جلوی این همه مشکل

آره من کوچیکم و حقیرم و ضعیف و باطل

آره من طاقت سختی رو ندارم

طاقت این همه بدبختی رو ندارم

آره من جرات باختنو ندارم

جرات سوختن و ساختنو ندارم

آره من نمی تونم با مشکلم بجنگم

تا به سختی می رسم دائم می لنگم

آره من عادت دارم مشکل نباشه

مشکلی واسه خودم یا دل نباشه

آره من برای این دنیا ضعیفم

واسه جنگیدن با مشکلا ضعیفم

آره من واسه دیدن سختیها ضعیفم

واسه صبر رو بدبختیها ضعیفم

{!٬٫¤٪×،*)(ـ+ـ()*،×٪¤٫٬!+ـ()*،×٪¤٫٬!!٬٫¤٪×،*)(ـ+}

گویند خدا همیشه با ماست

ای غم نکند خدا تو باشی؟

لينک